عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
47
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
اسلام را به سبكى تازه بيان مىنمود وسفيان ثوري خود را وامدار أو مىخواند « 1 » - به لقب صوفي خوانده شد ، هر چند بعضي از ديگر نويسندگان وتاريخنگاران تصوّف ، حسن بصرى را كه چهل سال قبل از أبو هاشم صوفي درگذشت اوّلين صوفي خواندهاند « 2 » ، ولفظ صوفي را در معناى خاصش براي نخستين بار در جملهاى از أو يافتهاند « 3 » وباز بعضي از ايشان استعمال اين اصطلاح براي اوّلين مرتبه را به پيامبر مكرّم اسلام ( ص ) « 4 » ، حضرت أمير المؤمنين « 5 » ويا حضرت امام جعفر صادق ( ع ) « 6 » منسوب مىنمايند . ديدگاه ديگرى نيز
--> آمدند - بحسب زمان پيدايش عبارتند از : الف : صحابه ، ب : تابعين ، ج : اتباع تابعين ، د : زهاد وعباد ، ه : صوفيّه . بنظر أو ، اين گروه ، در زمان پديد آمدن رسوم نووى كه پايههاى اسلامى نداشت وبگاه در گرفتن نزاع ميان فرق مختلف ، به اين نام مشهور شدند واشتهار آنان به اين نام ، قبل از سال 200 هجرى صورت پذيرفت بنگريد : الرّسالة القشيريه ص 34 . هجويرى نيز با انعقاد دو باب « باب في ذكر ائمّتهم من الصّحابه والتّابعين » و « باب في ذكر أئمّتهم من أهل البيت » در كتاب خود ، بوضوح گروهى از صحابه وأهل بيت مكرّم رسول خدا - صلوات اللّه عليهم أجمعين - را در شمار صوفيان آورده است . بنگريد : كشف المحجوب صص 78 و 85 . عطّار نيز ، هر چند در شمارهء صوفيان ذكرى از صحابهء پيامبر بميان نمىآورد وبيان حالات آنان را به كتابي ديگر وامىنهد ، ( بنگريد : تذكرة الأولياء ج 1 ص 3 ) امّا به گرايشات صوفيانه آنان سخت معتقد است ودوّمين جانشين رسمي پيامبر را برتر از أويس قرني - كه معروفترين شخصيت مورد اعتناى صوفيان در ميان تابعين است - قلمداد مىكند . بنگريد : همان منبع ص 18 . نيز بنگريد : تاريخ تصوّف اسلامى ص 159 . ( 1 ) . بنگريد : كتاب اللمع ص 22 . ( 2 ) . بنگريد : قوت القلوب ج 2 ص 22 . حسن بصرى از جمله كساني است كه در ميان صوفيان ومخالفان آنان با دو چهرهء گوناگون معرفى مىشود ، بعضي أو را دلباخته ومريد حضرت مولى الموحّدين مىخوانند وگروهى ديگر أو را مورد لعن وعتاب آن حضرت مىدانند . بهر روى گفتهاند كه أو ورع وزهد را گوهر دين مىدانست . وبه همين جهت در نامهاى به عمر بن عبد العزيز أو را از دنياگرائى سخت بر حذر داشت . ( بنگريد : حلية الأولياء ج 2 ص 135 ) از همين جهت مىتوان أو را در شمار خائفان وبكّائين عصر تابعين بشمار آورد ، هر چند بعضي خوف صوفيانه را « يك ترس بيمار گونه » دانستهاند . بنگريد : در ديار صوفيان ص 18 . ( 3 ) . . . . رأيت صوفيّا في الطواف وأعطيته شيئا فلم يأخذه . . . . بنگريد : كتاب اللمع ص 22 . عوارف المعارف باب 6 . ( 4 ) . بنگريد : كشف المحجوب ص 34 . ( 5 ) . بنگريد : طرائق الحقائق ، مقدّمه . ج 1 ص 57 . ( 6 ) . بنگريد : حلية الأولياء ج 1 ص 20 .